تبليغاتX
مردان و زنان ناشناس
صفحه نخست | عناوین مطالب | پروفایل مدیر | پست الکترونیک

وقتی مصطفی کمال پاشا یا همان آتا ترک، در ترکیه آن روز به قدرت رسید نظر بیشتر تمام صاحب نظران سیاسی این بود که حکومت وی با اعتقادات مردم همخوانی ندارد. ولی با گذشت چند دهه و غربی شدن ترکیه این کشور اسلامی که می رفت تا از لحاظ اعتقادی سقوط کند سرمنزل بسیاری از اتفاقات در منطقه خاورمیانه شد.
این کشور به شدت و در کوتاه تریم زمان به بزرگترین رابط آمریکا در خاورمیانه تبدیل شد و کار تا جایی پیش رفت که فرهنگ غربی و وقانون کشف حجاب در ایران توسط رضا شاه خائن از این کشور به میهن پاکمان منتقل شد.
فرهنگ ترکیه سرار تسامح بر سر اصول است وقتی که این کشور رسما قانون اساسی خود را با منطق لائیک(بی دینی ) نوشت پلی شد برای تشکیل کشورهای اسلامی بدون فرهنگ و تمدن و آرمان اسلام.
پس از یک دوه طولانی زمانی که ترکیه به عنوان عضو ناظر اتحادیه اروپا انتخاب شد وضع بدتر شد به طوری که امروز بیشتر درآمد این کشور از جذب توریست ساحلی است و زن و مرد عریان در یک کشوری که به ظاهر 80% مسلمان هستند قدم می زنند.

از راه اندازی سپر موشکی برضد ایران و وارد کردن کالاهای غیر اخلاقی از ترکیه به ایران که بگزیرم امروز لحن ترکیه در ادبیات دیپلماسی و باج کلانی که در مورد سوریه از غرب گرفته کمی انسان را آزار میدهد عبد الله گل سر میزه شراب ملکه انگلیس می نشیند ولی اردوغان دخترش با حجاب کامل به خانه بخت می فرستد همه را دعوت می کند . باز اردوغان در مراسم عاشورا شرکت می کند ولی در کنار رئیس جمهور آمریکا شام میخورد. در سفرش به تونس می گوید قانون اساسی را لائیک بنویسید و از آن طرف به سوریه اولتیماتوم می دهد که مخالفان را آزاد بگذارد.
به راستی پولی ترکیه برای تجهیز کردن مخالفان سوریه گرفته چقدر است شاید با همان به مردم سومالی کمک کرد.در هر صورت نه خدا راضی است که با ستم کار نشست و برخاست کنی و نه خلق خدا.
امروز دهان رئیس جهمور ترکیه بوی شراب انگلسی می دهد وقتی او حرف می زند جلوی مشام خود را بگیرید چون بینی یک مسلمان آزاده به بوی شراب خون،آن هم خون مرد مظلوم بحرین و یمن و مصر و فلسطین عادت ندارد.

نویسنده : رسول نظرات :

سرویس سیاسی پایگاه اینترنتی بسیج / انحراف انقلاب ها از اصول اولیه ای که بر مبنای آن شکل گرفتند، مردم را به میدان مبارزه آوردند و هزینه دادند؛ به قدری مرسوم است که خود، به یک قاعده تخلف ناپذیر مبدل شده است. در این میان، انقلاب اسلامی به عنوان بزرگترین انقلاب قرن، با وجود خیل عظیم دشمنان و همه پیچ و خم ها و سختی هایی که در برابرش بوده؛ به تصریح رهبر انقلاب و همچنین اعتراف دوست و دشمن، سر سوزنی از مسیر ترسیم شده توسط بنیان گذار فقیدش منحرف نشده و در یک کلام، استثنایی است بر قاعده انحراف انقلاب ها. 

حفاظت از انقلاب اسلامی در برابر انحرافات، همواره به عنوان یکی از اساسی ترین دغدغه های امام خامنه ای (حفظه الله) مطرح بوده و ایشان در مقاطع مختلف از تاریخ 21 ساله رهبری انقلاب، به تناسب نوع انحرافاتی که حرکت انقلاب در خط مستقیم را تهدید می کرده؛ به تبیین شاخصه های انحراف از خط امام (ره) مبادرت نموده اند. نگاهی به  مشی عملی امام خامنه ای طی 21 سال گذشته در مقابله با انحرافات و تهدیدات سیاسی - فکری و فرهنگی؛ روشن می سازد که روش معظم له حدالمقدور بر روشنگری و تعیین شاخص ها و به طور کلی اقدامات ایجابی استوار است.

 فرمایشات مقم معظم ولایت در جمع بسیجیان کرمانشاه در خصوص ایستادگی بسیج در برابر انحرافاتی که ممکن است حرکت انقلاب را در خط مستقیم تهدید کند؛ شاخصی بسیار مهم و راهبردی محسوب می شود. ایشان در این خصوص فرمودند:

 « از جمله‌ى اساسى‌ترين كارهائى كه بر عهده‌ى بسيج است و در بافت درونىِ هويت بسيج دخالت دارد، عبارت است از حمايت و دفاع از اصول مسلّم اسلامى. اين هم در بيانات امام هست؛ اصول تغييرناپذير اسلامى. اينجا بسيج، يك نقش فرادوره‌اى پيدا ميكند. بسيج نگاه ميكند ببيند كه اين حركت عمومى انقلاب و نظام از مسيرِ درست منحرف نشود؛ مراقب است كه انحراف به وجود نيايد؛ هر جا انحرافى مشاهده شد، بسيج در مقابل آن مى‌ايستد. اين از جمله‌ى خصوصياتى است كه مربوط به بسيج است؛ يعنى در مقابل انحرافات مى‌ايستد. خط مستقيم به سمت اهداف والاى انقلاب اسلامى، بدون هيچگونه انعطاف و انحراف؛ از خصوصيات بسيج اين است. اين ديگر نگاهى از بالاست، نگاهى فرادوره‌اى است؛ در واقع فرازمانى است. در بعضى از بخشها ممكن است اشكالاتى پيش بيايد؛ حركت عمومى بايد حركت مستقيمى باشد. اين نگاه، نگاه بسيجى است.»

 در این فراز از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی علاوه بر این نکته که بسیجیان موظف به مقابله با انحرافات احتمالی هستند؛ حقیقت دیگری نیز مستتر است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است و آن چیزی نیست جز اینکه از نظر امام خامنه ای، ایستادگی در برابر انحرافات صرفا در صلاحیت صاحبان تفکر بسیجی است. 

دوران موسوم به اصلاحات و سازندگی، عرصه تاخت و تاز منحرفانی بود که مرام فکری  و عملی شان را از استکبار وام گرفته بودند. روزی استخوان های طبقه مستضعف زیر گاو آهن سنگین آنچه توسعه اقتصادی خوانده می شد، در هم می شکست و روزی دیگر رئیس جمهور از تریبون نماز جمعه؛ عناصر بسیجی و حزب اللهی را مشتی «جلنبور» خطاب می کرد. مهمترین اعتقادات و مقدس ترین باور های مردم توسط کسانی که از واژه اصلاحات به عنوان پوششی برای افسادات شان بهره می بردند، زیر سوال می رفت و در نهایت فرجام کار این منحرفان به جایی رسید که در روز عاشورا ساحت مقدس امام حسین (ع) را هتک نمودند. 

در برابر همه این انحرافات روشن، این بسیجیان بودند که تحت هدایت ها و گفتمان سازی های رهبرشان، مردانه ایستادند و نهایتا در سوم تیر 84 زمینه تحقق دولت عدالتخواه را فراهم آوردند و یک بار برای همیشه حلقه تنگ و مهندسی شده مدیران کشور را در هم شکستند. 

 «تاکید بر ایران قبل از اسلام» و «حاشیه سازی غیر ضرور» دو اشتباه صورت گرفته از جانب دولت دهم بود که رهبر معظم انقلاب نیز ضمن متذکر شدن آن در جلسه با هیئت دولت، با لحنی هشدار گونه دولت را به ایستادگی بر مواضع انقلابی و ارزشی اش توصیه کردند و در ادامه نیز حامیان ارزشی دولت و صاحبان تفکر بسیجی به نقد دلسوزانه دولتمردان مباردت کردند.

 اما مدتی است که خواص و نخبگان جدا افتاده از تفکر بسیجی و بعضا دشمنان تفکر بسیجی، فرصت طلبانه و با هدف «تجارت انتخاباتی و سیاسی با انحراف»، در پی نفوذ به حوزه انحصاری بسیجیان هستند. مطابق صریح کلام رهبری، تنها بسیجیان و عمارهای فتنه 88 هستند که وظیفه و صلاحیت مقابله با انحرافات را دارند ولذا باید نسبت به ورود خواص مردود در نقد و مقابله با انحرافات همواره با دیده تردید نگریست.

 به نظر می رسد «ساکتین فتنه» و «خواص مردود»ی که فرصت عمار بودن در جریان فتنه را از دست داده اند، می کوشند تا با ریا کاری و فرصت طلبی، خود را «عمار مقابله با انحراف» جا بزنند و با این ترفند، آبروی از دست رفته شان را باز یابند و ماهیت لو رفتنه شان را پنهان کنند. انگیزه های انتخاباتی به وضوح در این مداخله و فضولی خواص مردود و مدیران فتنه 88 در «حصن انحصاری» بسیجیان هویداست و این روزها اصولگرایان حزبی، که از فتنه 88 به عنوان «مشت زنی سیاسی» و دعوای احمدی نژاد و موسوی یاد می کردند؛ می کوشند تا از فرصتی که اشتباهات دولت مردان برای شان فراهم آورده، به بهانه وحدت در برابر منحرفان، پایداران بر ارزش های انقلاب اسلامی را ذبح کنند و با مستمسک قرار دادن روش اصحاب سقیفه، سلامت گفتمانی را فدای وحدت نمایند.

سکوت در برابر فتنه و بدتر از آن، مدیریت فتنه و نگارش نامه سرگشاده، در زمره بزرگترین انحرافات تاریخ انقلاب اسلامی قرار دارد. خواص مرود نه تنها صلاحیت نقد انحرافات احتمالی را ندارند بلکه خود به دلیل انحرافات عمیق شان، از مبغوض ترین ها نزد بسیجیان هستند و باید بدانند دست درازی آن ها به حوزه انحصاری بسیجیان (ایستادگی در برابر انحرافات) نیز به کارنامه سیاه شان افزوده شده و هزینه های گزافی را برای شان در پی خواهد داشت.  

نویسنده : رسول نظرات :
گروه سیاسی 9 دی - چندی بود بعد از کنار گذاشته شدن هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان رهبری در فضای رسانه ای کشور خبر خاصّی از آقای سازندگی؛ نبود. بسیاری را توهم اینکه "هاشمی کنار کشیده" برداشته بود و برخی نیز منتظر بودند تا ببینند پیر سیاست باز چه خواهد کرد و البته تعدادی از کارشناسان نیز به این می اندیشیدند که سکوت هاشمی آرامش قبل از طوفان است. هاشمی حالا و بعد از یک دوره شش ماهه از تحرکات سیاسی- رسانه ای کم شدت به یکباره صفحات اول روزنامه های زنجیره ای اصلاح طلبان از «شرق» گرفته تا «مردمسالاری» را به تصاحب درآورده و یک تابع نمایی از خودنمایی سیاسی خویش را به تصویر کشیده است. بعد از اواخر اسفندماه و بحث ریاست مجلس خبرگان، 1- ابتداء هاشمی در 12/ فروردین/1390 پیام تسلیت تأسف باری به مناسبت درگذشت پدر «میرحسین موسوی» نوشت و تعاریف مشمئز کنندهای از میرحسین به عمل آورد، 2- سپس در 15/ فروردین به یکی از واحدهای دانشگاه آزاد رفت تا به تحلیل شاذّی از بیداری اسلامی بپردازد، 3- تا در 5/ خرداد در جمع «جامعه پزشکان کشور» تحلیل خویش درباره انتفاضه های اسلامی- عربی را کامل کند و ضمن تعریف و تمجید از عربستان سعودی، انتقادات سنگینی را به «بشّار اسد» وارد نماید و 4- در 26/ شهریور به «دانشگاه آزاد واحد قزوین» از بین المللی بودن این دانشگاه بگوید و اینکه مدل بروز دانشگاه «جُندی شاپور» است و از حسودان به دانشگاه آزاد بگوید. لیکن مهر؛ ماه متفاوتی برای هاشمی بود او در 26 مهر، پیام تسلیت به ملک عبدالله سعودی و 3 آبان سلسله وار سخنرانیهایی را به مناسبتهای مختلف ایراد کرد که حساسیتهای بسیاری آفریدند. لذا اینطور به نظر می رسد که هاشمی بازی جدیدی طراحی کرده و سکوت او در شش ماه ابتدایی سال 90 کاملاً حساب شده بوده است و ابداً حرکت سینوسی هاشمی در رسانهها و شطرنج سیاست اتفاقی و حبط نبوده است. و سئوالی که دوباره ذهن خواص و عوام امت ایران را به خود مشغول کرده همین است: "هاشمی کجای صحنه سیاست ایران اسلامی ایستاده است و چه می خواهد بکند؟".
برای پاسخ بدین سئوال باید دانست هاشمی شخصیت و ذهن پیچیده ای دارد و همین امر باعث می گردد تحلیلی که می خواهد وی را فرموله کند نیز پیچیده گردد؛ از اینجای مرقومه به بعد سعی می شود با تحلیلی خطّی (تحلیل خطّی یعنی کنش واکنش های مسئله بر اساس یک برآیند خطّی و در طول زمان مورد بررسی واقع شود) و با رویکرد ظروف مرتبطه کنش و واکنشهای آقای کارگزاران مدلیزه شود.
 
 هاشمی پاینده است
برخی فکر می کردند هاشمی که بعد از 25 بهمن که بصورتی ناقص و تلویحی مسائلی را (تقریباً) ضدّ جریان فتنه ایراد کرده و سپس با یک شکست سیاسی در جریان انتخابات ریاست مجلس خبرگان مواجه شده از تقابل قبلی خود کنار کشیده است و به قول معروف "سرش به راه آمده!". واقعیت این است که هاشمی اصلاً کنار نکشیده که الآن گفته شود: «هاشمی بازگشته»، او فقط سعی داشته با تاکتیکهای خاصی مقدمه را برای ساخت بازی جدید فراهم آورد. هاشمی حین تمرکز افکار عمومی روی مسائل جریان نفوذی نهاد ریاست جمهوری با سر گرم شدن نیروهای انقلاب روی این مسئله وقت را مغتنم شمرد تا اینطور وانمود کند که در جهت نظام شنا میکند اما حالا مشخص می شود هاشمی 21 خرداد 88 با هاشمی نماز جمعه 26 تیر 88 با هاشمی بهمن و اسفند 89 و هاشمی مهر 90 هیچ تفاوتی ندارد. وحدت هویتی هاشمی به همراه وحدت رویهاش کاملاً حفظ شده است و بازیهای رسانهایاش صرفاً تاکتیکهایی بوده برای بازی با افکار عمومی و خرید فرصت. وی در دو سخنرانی اخیرش چندین مرتبه تأکید میکند که ساکت نبوده و نیست، بطور مثال می گوید: «در مسائل پیش آمده در یکی دو سال گذشته همواره پیشنهادات و راهکارهای خود را خدمت دلسوزان نظام عنوان کرده ام...». (16/7/90 -دیدار با جوانان فعال سیاسی استان کرمان)
 
 بازی جدید هاشمی
به نظر می رسد هاشمی با اتکای به حامیان سنتیاش عزم را جزم کرده تا بازی جدیدش را کلید بزند. او با نقد سوریه و پیام تسلیت به ملک عبدالله با دوستان سعودیش تجدید میثاق می کند، با حضور متدوام در دانشگاه آزاد و دفاع همه جانبه از آن دل یارانش را بدست می آورد و با پیگیری وضعیت پسرش «مهدی» چراغ سبزی به فعالان سیاسی همسو با خودش میدهد که خیالشان از هزینه های احتمالی راحت تر شود و او بعد از این تجهیز، بازی خود را شروع کرده است. پس باید دانست "بازی جدید هاشمی چه مختصاتی دارد؟". طراحی جدید هاشمی رفسنجانی سه لایه مختلف دارد:
 
 لایه اول: بدنبال ساخت قدرت در سایه
از عُنفوان انقلاب اسلامی و سپس تشکیل نظام مترقی جمهوری اسلامی، اکبر هاشمی رفسنجانی در مؤثرترین و تصمیم سازترین نهادهای جمهوری اسلامی بوده است. عجین شدن هاشمی با مراکز تصمیم گیر و نهادهای توزیع قدرت در نظام باعث گردید بسیاری خیال کنند و یا سعی کنند این همگرایی هیچگاه به واگرایی نینجامد، چیزی که رگه هایی از آن در تلاش های خود هاشمی نیز دیده می شود برخی معتقدند دور افتادن هاشمی از قدرت و حضورش در جایی که دست و بال بلند پروازی هایش را بسته (مجمع تشخیص مصلحت نظام) دلیلی شده است برای آنکه وی به لحاظ شخصیت سیاسی یک حالت غیر تعادلی و پرخاشجو پیدا کند. ناکامی وی و کارگزاران سازندگی برای مادام العمر کردن ریاست جمهوریش در اوایل دهه 70 شمسی، پشت پا زدن اصلاحاتچیها به شخص هاشمی بعد از ورود به قدرت با این وجود که دوم خرداد ساخته و پرداخته هاشمی بود، بازی کثیف سیاسیون 2 خرداد در قضیه مجلس ششم با هاشمی، ریزش سبد رأی جریان همسو با وی در مجلس هفتم و آنگاه شورای شهر دوم، شکست در انتخابات نهم ریاست جمهوری، ناکامی سنگین کاندیداهای مورد وثوقش در انتخابات دهم ریاست جمهوری، برکناری از امامت جمعه تهران، شعارهای مردم حین 9 دی علیه او و خانوادهاش که توسط صدا و سیما سانسور شد، کنار گذاشته شدن از قامت ریاست مجلس خبرگان رهبری و بالاخره شروع زمزمههایی مبنی بر تغییر ریاست مجمع تشخیص؛ تلخیهایی هستند که بهراحتی میتوانند یک جریان و مجموعه را تا مرز آشفتگی ذهنی پیش ببرند چه رسد به یک نفر. این حالت می تواند فرد را به جایی برساند که برای ایجاد قدرت در سایه برنامه ریزی کند.با محتمل دانستن مفروضات بالا بهترین مقطع برای ایجاد قدرت سایه، زنگهای انتخاباتی برخی از گروه های در کشور است و بین مهر 90 تا اوایل اسفند همین سال فقط 5 ماه معادل 150 روز فرصت مانده است. اخبار موثقی شنیده می شود که هاشمی شخصاً در جلسات برنامه ریزی های انتخاباتی مجلس نهم شرکت می کند. با نگاهی به حساسیت خاص نتایج انتخابات آتی و تأثیرگذاری بالای آن بر ریاست جمهوری یازدهم باید جاده ای ساخته شود تا کاندیداهای مورد علاقه وی در مجلس کرسی هایی را بدست آورند. لذا یکی از لایه های مورد نظر هاشمی بالا بردن قدرت چانه زنی یارانش در این انتخابات است؛ بازی که ابتدائاً توسط «محمد خاتمی» از رئوس فتنه 88 آغاز گردید. اصلاح طلبان با دو واژه «وحدت ملی» و «شرط گذاری انتخاباتی» می خواهند در شرایط ناشی از وجود خطر جریان انحرافی از نظام امتیاز بگیرند و کاندیداهای ناسالم سیاسی- اعتقادیشان را از فیلتر شورای نگهبان به سلامت عبور دهند. هاشمی که به نظر می رسد از نقاط کانونی این ایده بوده نیز می گوید: «می توان با فراهم نمودن شرایط مدّ نظر فعالان سیاسی دلسوز نظام و گسترش آگاهی بخشی و نقد منصفانه فضای مناسبی برای مردم و گروه ها برای حضور در انتخابات فراهم کرد.» (16/7/90- دیدار با جوانان فعال سیاسی استان کرمان)، «جناح ها و گروه ها باید از انحصار طلبی دست بردارند و اجازه بدهند مسئولان و نمایندگان مدّ نظر مردم از هر طیفی در انتخابات شرکت داشته باشند. ... برای مردم در حال حاضر بسیار مهم است که فکر کنند با انجام انتخابات شرایط و امکانات به نمایندگان واقعی شان واگذار و مسائل به تدریج حل خواهد شد.»، (26/7/90- دیدار با شورای مرکزی حزب مردمسالاری)
با توجه به انبوه سخنان هاشمی و تیم سیاسیاش نقاط مشترک واضحی پیدا می شود. به گفتمان قالب خاتمی و هاشمی توجه کنید: القای بحران در کشور، القای عدم اعتماد مردم به نظام، القای اینکه با وضعیت موجود نمایندگان واقعی مردم به مجلس راه نخواهند یافت، القای تقلب. ترکیب جبهه متحدی که به 8+7 مشهور شده هم مورد طمع هاشمی است؛ اینکه بین نیروهای اصیل، عدالتخواه، آرمانگرا و اصولگرای انقلاب اسلامی که خود را سر سپرده ولایت می دانند؛ سامانهای رسوخ کند که نتیجه اش تسامح و تساهل با نیروهای با قابلیت نزدیکی به هاشمی باشد، لقمه دندانگیری است. تصاحب بخش اعظمی از فرصتهای خواص و عوام حقیقتاً اصولگرا خود مزیتی است برای کاهش حضور اصولگرایان واقعی در بدنه قدرت نظام. برای هاشمی فرقی نمیکند چه کسی با چه عنوانی و از چه حزبی عضو قدرت در سایه او باشد، مهم این است که افرادی لابیگر، قدرت طلب، تکنوکرات و دور از آرمان های اسلامی و عدالت طلبی که وی را مجتهد سیاسی می دانند وارد بدنه قدرت شوند. لذا لایه اول و نهان بازی هاشمی همین تاکتیک های انتخاباتی او و هم داستانانش است که بالا بردن چانه زنی و باجگیری توأمان از نظام است.
 
 لایه دوم: نامه های بی سلام و والّسلام
آنچه رفت واکاوی تمام بازی هاشمی نیست. تاریخ بهمن و اسفند 87 تا اردیبهشت 88 را به یاد آرید که رسانه های جمعی داخلی (منتسب به اصلاح طلبی) و بنگاه های خبری بین المللی در رابطه با اظهار نظرهای هاشمی چه خطی را دنبال می کردند؟ آنروزها نقل ضد انقلاب القای تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری بود از زبان رئیس مجمع که عمداً گاهی نفر دوم انقلاب خوانده می شود. ماجرا وقتی جالبتر می شود که سال 1390 و پنج ماه قبل از انتخابات مجلس - مانند سال 1388 و پنج ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری- باز هم همان خطّ خبری تکرار می شود. در این بین نمی توان نقش خود هاشمی را نادیده گرفت: «مردم می خواهند رأیشان تأثیرگذار باشد و تزیینی نباشد و می توان با فراهم آوردن زمینه یک انتخابات شفاف و سالم، با حضور ناظران و مجریان صالح، اراده مردم را از طریق انتخاب نمایندگان مستقل و قوی توسط خودشان تحقق بخشید... راه درست این است که بصورت شفاف مردم را در جریان امور قرار دهیم» (26/7/90- دیدار با شورای مرکزی حزب مردمسالاری)؛ سؤالی که ذهن ها را هم سال 88 و هم سال 90 به خود متوجه می کرد و می کند همین است که "چرا برخی قبل از انجام انتخابات آن را زیر سئوال میبرند؟". برای پاسخ باید به حافظه تاریخی امت ایران مراجعه نمود و اوراق مربوط به سال 88 را دو مرتبه بازخوانی کرد؛ آنجا که هاشمی در هفته پایانی مانده به انتخابات وقتی می دید قافیه از دست رفته طیّ نامه ای گستاخانه، مشکوک و بی سلام والّسلام به رهبر حکیم انقلاب اسلامی حرف از دیدن دودها در هوا داد و چشمه ای که در حال جوشیدن است و قضیه "بیل و پیل". کارکرد القای تقلب قبل از انجام داوری نیز همینجا مستتر است. القای تقلب به افکار عمومی زمینه ایست برای تدارک دیدن اردوکشی های خیابانی.
اخیراً همه هشدارهای منظم و متواتر رهبری مبنی بر اینکه مبادا انتخابات مجلس نهم مانند انتخابات ریاست جمهوری دهم به یک چالش ضد امنیت عمومی مردم و کشور تبدیل شود؛ را به مناسبت های گوناگون شنیده اند. و باز همه شنیدند و دیدند که ایشان در مدل کردن فتنه ها علیه امت و نظام اسلامی فرمودند دشمن هر 10 سال یکبار یک فتنه ای را براه انداخته و سپس به کوی دانشگاه 78 و فتنه 88 اشاره کردند. و جای سئوال بود، هست و خواهد بود که مگر قرار است دوباره اتفاقی بیفتد؟ بیشتر حسّاس باید شد وقتی هاشمی بگوید: «در صورت برگزاری انتخابات با شرایط فوق، همه مردم و گروه ها نتیجه انتخابات را پذیرفته و زمینه آرامش و توسعه کشور به سرعت فراهم خواهد شد.» (26/7/90- دیدار با شورای مرکزی حزب مردمسالاری).
واقعیت آن است که نوع نگاه هاشمی به قضایای سوم تیر 84، فتنه 88، بیداری اسلامی و سپس حوادث سوریه نگاهی خاصّ و متناقض با نگاه رهبر حکیم انقلاب اسلامی بود، هست و خواهد بود. هاشمی با نگاه خویش این نقاط عطف را تفسیر می کند. هاشمی رفسنجانی از ابتدایی که تحولات و کنش- واکنش های منطقه ای رُخ داد سعی کرده است بر این امر که زلزله سیاسی اخیر در لانه کفتارهای (دیکتاتورهای عربی) وابسته به غرب یک موج بیداری اسلامی نیست تأکید نماید. وی در هر فرصتی که توانسته بین انتفاضههای اسلامی خاورمیانه و شمال آفریقا با آنچه که به سال 88 در ایران رُخ داد با ایهاماتی ظریف ارتباط برقرار کرده است. در 15 فروردین گفت: «امروزه با ارتباط موجود دنيا و شاهراههاي اطلاعاتي در قالب اينترنت، ماهواره و... اطلاعات علمي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي خيلي سريع منتقل ميشود مطالبه و حقوق طبيعي كه هر انساني دارد حقوقي است كه در قانون اساسي آمده، مردم به خصوص جوانها حاضر نيستند به شيوه گذشته زندگي اجتماعي و سياسي داشته باشند. حتماً نياز هست ما آماده باشيم تا با تقاضاهاي مردم فاصله زياد نداشته باشيم حوادثي كه شما در حال حاضر در منطقه ميبينيد واقعا خيلي هشدار دهنده است و خوشحالكننده است. ملتهايي كه در مصر، ليبي، تونس و يمن بريدند. البته مانند ايران نبودند ما ايرانيها بازتر از همه اينها بوديم. اولين بار در منطقه مشروطه در ايران آمد و اولين انقلاب مردمي در ايران بوده است ولي در حال حاضر آنها حسابي فعال شدهاند، در اين كشورها قيام ميكنند و مطالبه حقوق ميكنند، اين اطلاعات و آگاهي و بيداري است.». (15/1/1390- دیدار با اعضای واحد آیت الله «آملی» دانشگاه آزاد) هاشمی "بیداری اسلامی" را با نام بیداری اسلامی یاد نکرده و به احتمال بسیار بالا هرگز نخواهد کرد. هاشمی حدوث نهضت ها در منطقه را مربوط به عوامل: توسعه، دانش و ابزار آگاهی می داند. اینکه وی مردم منطقه را فعال تر از امت ایران می داند یعنی آنکه به زعم هاشمی نه تنها انقلاب اسلامی ایران الگوی
حرکت های نو منطقه ای نبوده است بلکه آنها الآن در عرصه پیگیری حقوق جلوتر از ایرانیان چرا که جنبش سبز با تمام پشتیبانی های او و حلقه نزدیکانش عقیم مانده است. و درست به همین علت است که هاشمی زاویه ای با فتنه 88 نشان نمی دهد. چون به نظر وی حرکت آنروز عده ای سبز درست بوده است. باید توجه کرد جناب هاشمی هنوز هم مسئولین و نظام را به خطبه های تفرقه افکنانه خود در نماز جمعه معروفش متوجه می نماید. دست آخر اینکه اگر آقای هاشمی قبول کند آنچه در سوریه رُخ
می دهد یک توطئه سازمان یافته است و با دیگر کشورهای اسلامی فرق دارد باید قبول کند آنچه در سال 88 به فتنه معروف شد نیز آمریکایی- اسرائیلی بوده است. لذا هاشمی تمام اتفاقات سال 88 ایران، انتفاضه های اسلامی منطقه و نا آرامی های سوریه را در یک خط تفسیر می کند تا ضمن تبرئه ی خود بتواند مقاصدش را در آینده نیز پیگیری کند. از توجه به جملات بالای وی مشخص می شود او هنوز در انتظار یک جنبش سبز دیگر است تا بقول خود آزادی و حقوق مردم با فشار به نظام به مردم باز گردد. و تعبیر درست درباره این فرضیه (نه حُکم قطعی) این است که احتمالاً "هاشمی از توصیف سوریه امروز به تجویز آن می اندیشد". نگاهی به سه سخنرانی هاشمی همین مسئله را رمزگشایی می کند؛ تکرار عباراتی چون: باید ارتباطات را افزایش داد، باید بین جوانان به نقد سالم پرداخت، باید به آگاهی بخشی دست زد، انتقاد امید به اصلاح را زیاد می کند، همه تجربیاتم را در اختیار جوانان می گذارم، امیدورام در آینده با جوانان درباره همه مسائل بی پروا صحبت کنم و ... . چندی پیش «9 دی» طیّ مطلبی از عزم اصلاح طلبان برای کادرسازی و تمایل به آموزش سیاسی جوانان خبر داد و حالا مشخص می شود تئوری های «بهزاد نبوی» و «هاشمی رفسنجانی» چقدر مشابهت دارد.
 
لایه سوم: تقابل با مهندسی های کلان نظام
براحتی می توان حدث زد چرا اغلب یک تقابل آشکار توسط هاشمی در مقابل مهندسی های کلان و خبره رهبری به وقوع می پیوندد. تقابل هاشمی در قضیه مادام العمری بودن ریاست جمهوریش، تقابل در برابر گفتمان عدالتخواهی رهبری، ایجاد دوگانگی در زمان زعامت دولت توسط دوم خردادیون، تقابل حین انتخابات ریاست جمهوری، تقابل حین و بعد از فتنه 88 و ... و امروز تقابل در برابر مهندسی امام خامنه ای مبنی بر نوشوندگی نظام و بحث ایشان درباره محتمل بودن نظام پارلمانی در کشور.
حقیقت آن است که یک صف آرایی کلان بین نیروهای سیاسی و خواص جمهوری اسلامی از اواسط دهه 70 تا به امروز شکل گرفته است. جبهه ای که به عدالت اجتماعی به عنوان یک مسئله اساسی و زیر بنایی می نگرد و معتقد است: "تنها و تنها، اسلام راه نجات است" و جبهه ای که عدالت را بدلیل سیره شخصیش مانعی بر سر راه می داند و در عمل الگویش اسلام نیست. افراد این دو جبهه با اسامی مختلف و با عناوین مختلف و با همراهی حزب های مختلف در تمامی انتخابات ها از سال 74 با هم به تقابل پرداخته اند. جبهه اول همان اصولگرایان واقعی و امت حزب الله هستند که دل به رهبری آیت الله العظمی «سیدعلی خامنه ای» سپرده اند و از هیچ چیز واهمه ندارند و دومی کسانی هستند که در لابی گری و محافظه کاری ید طولایی دارند؛ اینطور به نظر می رسد که هاشمی سعی دارد به رهبری و اجتهاد سیاسی جبهه دوم بپردازد.
براساس این مفروضات درباره چیستی و هویت تاکتیکها و استراتژیهای سیاسی هاشمی یک مدل بدست می آید. هاشمی بعد از اینکه با پافشاری حکیمانه رهبری به آرزوی مادام العمری ریاست جمهوری نرسید، خیلی دوست داشت معادلهای شبیه معادله پوتین- مدودف امروز را بسازد لیکن نشد که بشود؛ بعد از آن بهدنبال دموکراسی کنترل شده و مشارکت حداقلی بود که جاده صاف کُن ایجاد قدرت در سایه است. قدرت در سایه یعنی هر که رئیس مجلس یا رئیس جمهور می شود تفاوت نمی کند فقط باید به اجتهاد سیاسی آقای در سایه تن دهد؛ راه بروز چنین ایده ای ، خالی شدن صحنه از چهره های آرمان گراست و اغلب تاکتیک های امروز و دیروز هاشمی در این جهت قابل تفسیر است.


نویسنده : رسول نظرات :
امسال هم رمضان امدو رفت و صد حیف که باز هم نتوانستم آنکه باید بشوم شوم رمضان امسال بسیار در میان مردم بودم و می دیدم که همان قدر که بسیاری روزه دارند بسیاری نیز بی پروا روزه خواری میکنند و با خود فکر می کردم علت اینکه مردم این قدر بی پرواشده اند چیست ؟

به نظر من این که امروز مردم اینقدر راحت از کنار دستورات دینی خود عبور می کنند ریشه در عدم دین مداری در خود و مدیریت ناصحیح بسیاری از مسئولین اجرایی کشور است  این که چرا جوانی به راحتی دستور خدایی با این عظمت را نادیده می گیرد یکی از علل ان میتواند این باشد که بسیاری را دیده که دم از دین می زنند اما ......به نقطه ای می رسید که جز روغ در ان ها چیزی نمی بینید واین دست افراد منافق و ریاکار چهره ی انسان های درست ز از بین میبرند براستی روز اولی که احمدی نژاد رئیس جمهور شد خیلی ها مثل من بسیار خوشحال بودن که فردی از جنس خودشان با ارمان های امام وارد میدان شده اما ما غافل از این بودیم که بین خط و خطا تنها یک الف فاصله هست وامروز رهبر در جلسه ای که با شخص رئیس جمهور ووزیران دارند بیان می کنند که از کار فرهنگی غافل نشوید  به وعده هایتان عمل کنید مبادا وعده ای بدهید و مردم چشم انتظار باشند ولی اجرایی نکنید ایا به نظر شماجوانی که در همین نزدیکی هست وقتی چنین رفتاری را می بیند از دین زده نمی شود احمدی نژادی که خیلی از محجبین به او رای دادند حالا برای بی حجابان خود را فدا می کند و از ارزش های دینی اش فاصله می گیرد پس بیش از این که به جوانان خرده بگریم که چرا روزه خواری می کنید باید دین را برای خود تبیین کنیم تازه ما خودمان نیز کم به جوانان منافق بودن و ریاکار شدن را یاد ندادیم در همین بسیج که خیلی ها دم از درستی خیالی ان میزنند چقدر ما ریا کاران و منافقان را پروش ندادیم تا امروز در زمانی تنها انسان های متعصب پرورش می دادیم و امروز ریا کاران و منافقان را البته این که بسیج و ساختار ان اگر به شکل صحیح و بدون هیچ ساختار شکنی  باشد بهتیرین ارگان مردمی است شکی در آن نیست اما وقتی خودمان برای انسان هایی کوچک امتیاز هایی قرار میدهیم اعم از سهمیه دانشگاه و سربازی و رتبه در شغل های دولتی وگزینش استخدام و غیره پس نمی توانیم بخواهیم که انسان هایی خدای از ان بیرون بیایند تا زمانی که این سهمیه وجود دارد ما جز پرورش نخاله های ریاکار و منافق چیزی بیرون نخواهد امد از این بسیج اما اگر تنها با یک نامه بسیار ساده از فرمانده بسیج به کل نیروها ما این سهمیه ها را حذف نماییم شک نکنید که بهترین و خالص ترین افراد پروش مییابند و این افراد می توانند با سخت ترین جنگ ها از نرم و سخت مبارزه کنند

واما حیف و صد حیف که ما گوییم و گوییم و گوییم ولی .......

نویسنده : رسول نظرات :
امروز به جمله ای زیبا از امام خامنه ای برخورد کردم که بسیار قابل تامل بود وآن اینکه  {بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر از امام حسین (ع) برید همان جانباز جنگ صفین است که تا مرز شهادت پیش رفت}یادم می اید چند سال پیش وقتی که کلاس سوم دبیرستان بودم دبیر ریاضی ما به ما گفت بچه ها از خدا بخواهید که همینی که هستید بمانید آن روز بسیار برای من کلامش نا مفهوم بود اما امروز می فهمم که او باتلاق امروز جامعه را می دید باتلاقی که تنها با چنگ زدن به ریسمان الهی می شود خود را از ان نجات داد یادم می آید که اگر سال ها پیش کسی با دختری ارتباط داشت یا از مشروب استفاده می کرد یاروزه خواری می کرد همیشه مورد سرزنش قرار می گرفت وهمواره این امور را مخفی یانه انجام میداد اما امروز یاغی گری ها به حدی رسیده که با افتخار از خاطرات زنا می گویند از ارتباطاط نامشروع و بی قید و بندی خود انگار نه انگار که حرام خدا را انجام می دهند با افتخار می گویند که مشروب می خورند و روزه نمی گیرند آری جامعه ما پراز پلشتی شده است وما نظاره گر ان هستیم این بار روی سخن من با رفقایی است که هنوز عزت نفس دارند هنوز افسار نفسشان در دستشان است رفقا مبادا لحظه ای این سخن امام را فراموش کنید مبادا شمر زمانه شویم وخود را از سرزمین پاکی به سرزمین رذایل ببریم راست میگویی بسیار سخت است درست زندگی کردن در این زمانه اما نشدنی نیست هنوز هستند زنان و مردانی که تلاش می کنند که راستی و پاکی به این سرزمین برگردد و خود را نیز از شر زشتی ها حفظ کنند  روزگار های سختی در انتظار انسان های درستکار است روزی خواهد رسید که درستکا ران محکوم اند که چرا درست زندگی میکنند البته امروز روز هم اگر با چشمان باز نگاه کنی خوب متوجه می شوی که خوبان محکوم اند که چرا خوب هستند

خدایا ما راکمک کن تا دور بمانییم از فتنه های این زمانه واگر رودرو شدیم با فتنه ها به ما توانایی دفع ونابودی فتنه ها را عنایت فرما

نویسنده : رسول نظرات :
به نام حضرت دوست

بر آن شدم تا به جای قرار دادن اخبار و مطالب از سایت ها و وبلاگ های دوستان عزیز از این پس دست نوشته های خود را در این وبلاگ قرار دهم

به امید الله

نویسنده : رسول نظرات :
عباس آقا‌زمانی ازجمله چهره‌های رازآلود دوران معاصر است که علاوه بر سوابق مبارزاتی پیش از انقلاب، در اوایل انقلاب نیز مسؤولیت‌های متعدد مهمی را بر عهده داشته، اما از سال‌ها پیش در کشور پاکستان، کنج عزلت گزید و به عبادت و مطالعات دینی مشغول شد.
 

عباس آقازمانی (ابوشریف)

 

عباس آقازمانی (ابوشریف) به همراه سرهنگ عطاریان، موسی کلانتری و محمدعلی رجایی در صبحگاه مشترک نیروهای مسلح 
 
شاید به خاطر همین شخصیت راز آلودش هست که عده ای بر این باورند که  وی چون ارتباط نزدیکی با مرحوم حسینعلی منتظری  داشت پس از اتفاقاتی که برای ایشان پیش آمد، از جمله جریانات باند مهدی هاشمی و نهایتا عزل ایشان  به نوعی دلسرد و شاید دلگیر شد و به خاطر همین در پاکستان سکنی گزید و برخی دیگر بر این باورند که به خاطر این ارتباط با منتطری به نوعی نگران از برخورد های احتمالی با خویش بوده  و نهایتا این نگرانی موجب  اقامت برای مدتی طولانی در پاکستان شد.
 
 

مصاحبه خبرنگاران با عباس آقازمانی (ابوشریف) در غرب کشور


گروه سومی هم هستند که بر این باورند که وی طی این سالها در پاکستان به فعالیت در راستای همان اهداف خود می پرداخته اما این بار به دور از حواشی  فعالیت های سیاسی و رسمی.

ابوشریف پیش از انقلاب در قالب گروه‌های مختلفی مانند حزب ملل اسلامی و گروه حزب الله به مبارزه با رژیم ستم‌شاهی پرداخت، بعد از آن در تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش اساسی داشت و در اردیبهشت 1358 از طرف شورای انقلاب به سمت فرماندهی عملیات سپاه پاسداران منصوب شد.
 
 

ابوشریف اولین فرمانده سپاه در کنار ابولحسن بنی صدر


 او همچنین در آرام کردن آشوب‌های گنبد، کردستان و غائله حزب جمهوری خلق مسلمان تبریز به عنوان فرمانده عملیات سپاه نقش اساسی داشت و در کنار آزادسازی پاوه در کنار مصطفی چمران بود .

در نهایت نکته ای که در میان این شبهات و شایعات مورد غفلت واقع می شود خدمات ارزنده ایشان به نظام مقدس جمهوری اسلامی است

طی هفته اخیر خبر هایی پیرامون بازگشت  ایشان به ایران شنیده شده است.

انشا الله این باز گشت سر آغازی برای پایان تمامی این شبهات باشد.
 
 

حضور عباس آقا زمانی (ابوشریف) در رژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در میدان آزادی
 
 

عباس آقازمانی  در حال عیادت از مجروحان جنگی در غرب کشور
 
 

  امام خمینی در حال سخنرانی برای نیروهای سپاه پاسداران
 
 

عباس آقا زمانی ( ابوشریف ) در اولین رژه سپاه پاسداران سال 58
 
 

عباس آقازمانی ( ابوشریف ) و جواد منصوری در مصاحبه مطبوعاتی
 
 

عباس آقا زمانی ( ابوشریف ) ، عبدالسلام جلود ( نخست‌وزیر لیبی ) و دکتر هادی نجف‌آبادی در محضر امام خمینی (ره)
 
 

عباس آقازمانی ( ابوشریف ) در اولین رژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
 
 

سخنرانی سید احمد خمینی در کنار ابوالحسن بنی‌صدر و عباس آقازمانی (ابوشریف)
 
 

عباس آقازمانی ( ابوشریف ) ، یوسف کلاهدوز و عباس دوزدوزانی در جبهه‌های غرب کشور
 
 

عباس آقازمانی ( ابوشریف ) در بیت حضرت امام خمینی (ره) به همراه تعدادی از اعضای سپاه قبل از اعزام به غرب کشور
 
 

عباس آقازمانی ( ابوشریف ) ، دکتر مهدی بازرگان ، عبدالمجید معادیخواه و سرلشگر شهید فلاحی
 
 

عباس آقا زمانی ( ابوشریف ) ، ظهیرنژاد و علی قدوسی در مجلس شورای اسلامی
 
 

 او حالا برگشته است...
 
 

ديدار ابوشريف با آيت الله مهدوي کني، رئيس مجلس خبرگان رهبري

نویسنده : رسول نظرات :
فرمانده کل سپاه گفت: هم اکنون در مقطعی هستیم که احساس می شود دشمنان ما در برنامه هایی که از قبل تعیین کرده بودند به شکست رسیده اند و در این مقطع طبیعی است که این اقدامات ترور فیزیکی و ناامنی را توسعه دهند.

به گزارش جهان به نقل از مهر سردارجعفری افزود: البته اطلاعات و شواهدی هم از این حرکت های اخیرا بدستمان رسیده است که راه آن هوشیاری دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی و همه مسئولان بخش های مختلف است.

وی با اشاره به اینکه سپاه تامین حفاظت دانشمندان هسته ای و شخصیت های علمی که ممکن است مورد هدف دشمنان انقلاب اسلامی باشند را از سال گذشته برعهده گرفته است، گفت: با این حال در این زمینه هوشیاری بیشتر، آماده باش و توجه خاص به موارد مشکوک مورد نظر است.

سردار جعفری در ادامه در خصوص فعالیت ارتش سایبری اظهار داشت: ما توانمندی های بسیار خوبی در این زمینه داریم چراکه موضوع استعداد، هوش و توانمندی های فردی افراد در این حوزه مطرح است.

وی اضافه کرد: توانی که برای نفوذ و مقابله در فضای سایبری وجود دارد در ایران اسلامی کم نیست و شاید خیلی از سربازان و افسران جنگ سایبری کشورهای دیگر ایرانی باشند که به آنها در این جنگ کمک می کنند.

فرمانده کل سپاه با اشاره به اینکه این استعداد بسیار بالا در نیروی انسانی و همچنین امکاناتی که مورد نیاز این حوزه است در ایران وجود دارد، گفت: بنابراین ما دارای آمادگی کامل برای مقابله با هرگونه جنگ سایبری هستیم.

وی با بیان اینکه اگر دشمن اقدامی را در این زمینه انجام دهد مقابله به مثل با آنها در دستور کار قرار می گیرد، گفت: ماموریت سپاه در همه زمینه های نظامی، فرهنگی و ... دفاعی است. در جنگ سایبری هم نگاهمان و سیاستمان پدافندی و دفاعی است . بدیهی است در صورتی که دشمن اقدامی را انجام دهد اقدامات پدافندی از جانب ما صورت می گیرد، همانطور که در بحث موشکی نیز این سیاست را دنبال می کنیم.
نویسنده : رسول نظرات :
ghasr-mashhad

می گذشتیم از کنار هتل قصر مشهد
که ابهتش همه را می گیرد
حتی تو را و حتی من را هنگام عبور و
آه سرد می نشاند بر دل آنان که پابرهنه اند
این بار
کودکی گدا نشسته بود
در بر درش
خواستیم عکس را بیندازیم
در کادر دوربین جا نشد کودک و تمام هتل
سه عکس گرفتیم و به هم چسباندیم
این واقعه در ذهن تو جای می گیرد ؟
راستی
امروز جنگ فقر وغنا آغاز شده است
نویسنده : رسول نظرات :
فیلم سینمایی "پايان نامه" از همان ابتداي راه با جريان سازي رسانه هاي حامي فتنه شروعي متفاوت را تجربه كرد هرچه گذشت برفشارهاي فتنه گران عليه فيلمي كه قرار بود بخشي اززواياي پنهان فتنه 88 بپردازد، شدت گرفت.
فارغ از اين فشارها، تنگناهاي ديگري هم ساخت پايان نامه را تهديد مي كرد تا آنجا كه تهيه كننده و كارگردان اين اثر سينمايي بارها ساخته شدن آن را به معجزه تشبيه كردند.
اما مراحل توليد پايان نامه گذشت و درست همزمان با دومین سالگرد فتنه 88 اكران آن در سينماها آغاز شد. پيش از اين اكران اما دومين فيلم حامد كلاهداري در جشنواره فيلم فجر هم به نمايش در آمد و آنجا بود كه عمق كينه و دشمني جريان فتنه و حاميانش در برج ميلاد و پس از نمايش در سينماي اهالي رسانه ديده شد.
پس از اتفاقات تلخ برج ميلاد، جريان فتنه در برابر پايان نامه راهكار سكوت و تحريم را در پيش گرفت و اين روند تا آغاز اكران اين فيم هم ادامه يافت. پايان نامه در هفته هاي آغازين اكران برخلاف ساير فيلم ها از تيزر تلويزيوني و بعضي تبليغات ديگر محروم شد تا خط جديد مقابله با اين فيلم شكل گرفته باشد. خطي كه نمي خواست مردم پايان نامه را ببينند. اين خط انحرافي از ابزار رسانه ها و برخي منتقدان سينمايي استفاده كرد و تا مي توانست بر محتوا و عوامل فيلم تاخت اما كار به همين جا خاتمه نيافت؛ مافيايي كه بر خلاف انتظارش با فروش رو به رشد پايان نامه روبرو شد تصميم گرفت به هر شكل ممكن همه تلاش خود را براي ديده نشدن پايان نامه به كار گيرد.
پس از عبور فروش پايان نامه از مرز 100 ميليون تومان آن هم فقط در سينماهاي تهران، زنگ خطر مخالفان اين فيلم اعم از فتنه گران و خط انحرافي، به صدا در آمد و اين دو گروه را بر آن داشت تا هر چه سريع­تر چاره اي براي مقابله با پايان نامه بيانديشند. فشار اين دو گروه كه بخشي از مافياي سينما را هم در دست دارد باعث شد تا شوراي صنفي نمايش، امروز بيست و سوم خرداد در اقدامي عجيب راي به پايان اكران پايان نامه آن هم در هفته سوم اكران بدهد و البته بعد از فشار رسانه ای، با منت گذاری بر سر مخاطبان و سازندگان این فیلم، بگویند که یک هفته دیگر هم تمدید شد، در حالی که این فیلم به صورت طبیعی حداقل 4 هفته باید در اکران باقی می ماند، نه 3 هفته و یک هفته باقی مانده نیز حق طبیعی فیلم پایان نامه بوده و حتی قابلیت تمدید بیش از این را نیز دارد.
اقدام شورای صنفی نمایش با هيچ كدام از آيين نامه ها و قوانين اكرن همخواني ندارد. اما اين گروه به همين جا بسنده نكرد و در ادامه تحريم پايان نامه طرحي جديد را به كار بست تا اين فيلم در سينماهايي كه آمار فروش خوبي هم دارند در ادامه به صورت تك سانس به نمايش در آيد، تصميمي كه بخشي از اين سينماداران با آن مخالفت كرده اند چرا كه پايان نامه در سينماي آنها صاحب مخاطب است و از فروش خوبي برخوردار.
اما آنچه كه وراي اين اتفاقات صاحب اهميت است اين كه همه اين تلاش ها درست در سالگرد فتنه 88 و همزمان با اوج گرفتن فروش پايان نامه كليد خورده است. به نظر مي رسد پايان نامه فارغ از اينكه محتوايي كامل دارد يا نه يا اينكه به فتنه88 به طور كامل پرداخته و زواياي كامل فتنه را روشن كرده به عنوان يك فيلم سياسي كه صاحب صراحت لهجه در بيان عقايد است اين روزها نيازمند حمايت جريان اصولگرايي است تا در برابر هجمه هاي فتنه گران و مافياي سينما تنها نماند .به نظر مي رسد سينماي ما و مردان فرهنگي آن در آزمون قانون مداري و تحمل نظرات ديگران مردود شده است.
نویسنده : رسول نظرات :
فروزش امام جماعت دانشگاه علوم پزشكي تهران كه شب گذشته براي نجات يك دختر جوان از چنگال ۲ نفر از اراذل و اوباش از جان‌گذشتگي كرده و هم‌اكنون در پي نجات دادن اين دختر، در آستانه نابينايي چشم راست خود قرار گرفته است، در بخش اورژانس بيمارستان فارابي تهران و در حالي كه خون چشم وي تمام لباس‌هاي وي را پوشانده بود، در تشريح اين واقعه به خبرنگار خبرگزاري فارس گفت: ساعت ۲۲ شب سه‌شنبه در خيابان شريعتي، پائين‌تر از خيابان ملك به همراه ۲ نفر همراه داخل خودروي خود در حال عبور بوديم كه ناگهان صداي فريادهاي دختر جوان را شنيديم.

وي افزود: بلافاصله پس از شنيدن اين فريادها به سمت صدا حركت كرده و مشاهده كرديم كه ۲ نفر از اراذل و اوباش سوار بر يك موتور براي ربايش يك دختر جوان اقدام كرده‌اند. اين اراذل و اوباش قصد داشتند به زور، دختر جوان را سوار بر موتور كرده و با خود ببرند اما اين دختر با فريادهاي خود درخواست كمك كرده و از سوار شدن خودداري مي‌كرد و ۲ پسر جوان نيز وي را ضرب و شتم كرده و مورد هتاكي قرار مي‌دادند.

حجت‌الاسلام فروزش ادامه داد: با مشاهده اين صحنه براي نجات دادن دختر به سمت اراذل و اوباش مهاجم يورش برديم، اما با مقاومت اين مهاجمان روبرو شده و درگير شديم. در هنگام درگيري، يكي از آنها كه شيشه نوشابه‌اي در دست داشت، اين شيشه را با زدن به بدنه موتور شكست و سپس با آن چندين ضربه به چشم راست من وارد كرد كه نتيجه‌اش را مشاهده مي‌كنيد.

ضربات وارد شده بر چشم راست حجت‌الاسلام فروزش بسيار شديد بوده و به گفته يكي از پزشكان حاضر در اورژانس بيمارستان فارابي احتمال تخليه شدن چشم راست اين روحاني از خودگذشته و ايثارگر بسيار زياد است.

حجت‌الاسلام فروزش گفت: الحمدلله هرچند به قيمت مجروح شدن شديد يك چشم، موفق شديم اين دختر را از چنگال اراذل و اوباش و دزدان ناموس مردم نجات دهيم.

حجت‌الاسلام فروزش دقايقي پس از گفت‌وگوي خود با فارس به علت خونريزي شديد چشم راست خود بيهوش شد.

اين روحاني از خودگذشته به علت شدت جراحات وارده و براي جراحي به بيمارستان حضرت رسول(ص) منتقل شد.

نویسنده : رسول نظرات :
تصاویر جالب از حاشیه های مراسم مرقد امام(ره)

تصاویر جالب از حاشیه های مراسم مرقد امام(ره)

تصاویر جالب از حاشیه های مراسم مرقد امام(ره)

تصاویر جالب از حاشیه های مراسم مرقد امام(ره)

تصاویر جالب از حاشیه های مراسم مرقد امام(ره)

نویسنده : رسول نظرات :
آخرین پست ها
کلیه حقوق مادی و معنوی این وبلاگ برای "رسول" محفوظ می باشد!

All rights reserved by مردان و زنان ناشناس ; Designed and supported by IRLEADER.ir